روزهاي من به روايتي ديگر

متن مرتبط با «های» در سایت روزهاي من به روايتي ديگر نوشته شده است

شبهای صبح نشونده

  • نیلوبلاگ

    خدایا شبهایی مثه امشب رو برای همه مادرا راحت بگذرون و صبحش رو پر از سلامتی قرار بدهخدایا هیچ بچه ای رو درگیر مریضیای عجیب نکنخدایا کمکم کنخیلی میترسمپ ن: شیدا مریضه اما نمیدونم چشهپ ن۲: خدایاxa0...

    ادامه مطلب
  • روزهای عجیب

  • نیلوبلاگ

    مرخصی زایمان رو به اتمامه. رییسم اولتیماتوم داده که از مرخصی با حقوق یا بی حقوق خبری نیست. من فقط ۹ روز وقت دارم تا برگشت به سر کار،من واقعا نگرانم...پرستار بچه ها امروز اومد. من میترسم اتفاق بدی بیوفته که نیاز به موندنم تو خونه داشته باشه. من از گذر روزها میترسم نکنه آبستن حوادثی باشن که نباید رخ بده...میترسم... بعضی اوقات از ذهنم شگفت زده میشم. بدون یادداشت کردن میتونم دهها کارو به خاطر بسپرم و انجام بدم،یه جا خوندم که مادر شدن به ادم قابلیتهای جدید میده؛به حق همین طوره؛ من صدتا کار دارم توی ه...

    ادامه مطلب
  • مهربانی هایی به رنگ خدا

  • نیلوبلاگ

    داشتم کامنتهای قدیمی رو میخوندم که به اسم روژین برخوردم؛با یادآوری شرایط جسمیش به وبلاگش سر زدم و درکمال تاسف باخبر شدم که ... روژین جان!میدونم که حرفهای دلم رو میشنوی...دلم میخواد بدونی که با وجود آشنایی دورادورمون دوستت داشتم؛رفتنت من رو تا ساعتها توی گنگی رها کرد...هر چند میدونم از درد رها شدی؛تو برای زندگی جنگیدی تو یه قهرمانی؛ تو تا آخر راه رو قهرمانانه طی کردی...کلمات قاصرن از ادای احترام به روح بزرگت...خدا به همسرت و پدر و مادرت صبر عنایت کنه...ما که از دور میشناختیمت اینقدر سخت با قضیه ک...

    ادامه مطلب
  • باد های بی محل!!!

  • نیلوبلاگ

    خوابم میاد؛ در واقع تا بیهوشی فاصله ای ندارم اما باد میاد...باد شدید...نگرانم...نگران آهنهای کاملا جوش نداده ی خونه در حال ساخت ِهمسایه مادرم...اگه بریزن چی؟ چرا الان باید باد بیاد؟! پ ن: اوضاع کار بد نیست...اوضاع بچه ها و پرستار تقریبا خوبهxa0پ ن۲: زندگی ادامه داره پ ن۳: چه قدر ابعاد وجودی ادمها در برابر زندگی کوچیکه xa0پ ن۴: عدم چه شکلیه؟ درد داره؟ پ ن۵:زده به سرم؟!xa0 پ ن۶: خدایا شکرت ...

    ادامه مطلب