خوابم میاد؛ در واقع تا بیهوشی فاصله ای ندارم اما باد میاد...باد شدید...نگرانم...نگران آهنهای کاملا جوش نداده ی خونه در حال ساخت ِهمسایه مادرم...اگه بریزن چی؟ چرا الان باید باد بیاد؟!
پ ن: اوضاع کار بد نیست...اوضاع بچه ها و پرستار تقریبا خوبه
پ ن۲: زندگی ادامه داره
پ ن۳: چه قدر ابعاد وجودی ادمها در برابر زندگی کوچیکه
پ ن۴: عدم چه شکلیه؟ درد داره؟
پ ن۵:زده به سرم؟!
پ ن۶: خدایا شکرت
روزهاي من به روايتي ديگر...
ما را در سایت روزهاي من به روايتي ديگر دنبال میکنید
برچسب: باد,های,محل, نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:28