
هر وقت به اولین دندون پارسا فکر میکنم لبخند میزنم. یادمه داشت با لیوان اب میخورد که صدای برخورد یه چیز سفت به لیوان رو شنیدیم. اون موقع بود که تازه فهمیدم دندون دار شده. شیدا اما همه چیزش با استرسه. یعنی الان که به عقب نگاه میکنم همیشه نگران بودم. هیچ وقت لذت نبردم. شاید فقط ده روز اول خوشحالی بدون استرس داشتم. این هفته دختر چشمام رو در اورد.گریه و بی قراری. شل شدن شکم و برگشت بلغم... منم ترسیدم. دروغ نیست که بگم هر بار که پوشکش رو باز میکردم سر تا پام غرق عرق سرد میشد و ضربان قلبم تا هزار میرفت...
ادامه مطلب